بي تو
کاش مي دانستي دنيا با همه وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد ... اشک چشمانم هر شب سراغت را از کوير مي گيرند اي که ديدگانم از دل تنهايي تو الفباي اشک ريختن را آموخته اند و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر نمي کني و براي چشمان مانده براهم دستي تکان نمي دهي ..آسمان چشمانم هميشه باراني است بي تو درختي خشکيده در پاييزم....

0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home