عشق پاييزي

Thursday, July 20, 2006

بي تو

کاش مي دانستي دنيا با همه وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد ... اشک چشمانم هر شب سراغت را از کوير مي گيرند اي که ديدگانم از دل تنهايي تو الفباي اشک ريختن را آموخته اند و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر نمي کني و براي چشمان مانده براهم دستي تکان نمي دهي ..آسمان چشمانم هميشه باراني است بي تو درختي خشکيده در پاييزم....

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home